X
تبلیغات
خشت

خشت

طرح 6

برج مسکونی با رویکرد معماری سبز
تراس های سبز .باغ سبز .توجه به کوران هوا و نحوه استفاده از سیستم ابرسانی ..
طراحی واحدهای مسکونی به شکل ویلایی
دیوار دو پوسته و اتریوم


سایت برج در منطقه نمک ابرود چالوس می باشد ..







+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1392ساعت 14:14  توسط هانا  | 

طرح 4

سلام دوستان..خوبین؟
امروز واقعاروز سختی بود به طوریکه هنو باورم نمی شه تموم شده ....
تحویل پروژه طرح ۴ موسسه اموزش عالی نمیا محمود اباد..کار خودم

طرح:مرکز محله
سایت:بافت قدیمی امل -پایین بازار

استاد هم شیت دستی میخواست هم نرم افزاری

ماکت:

شیت های دستی:

 

شیت نرم افزاری:

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم بهمن 1391ساعت 21:57  توسط هانا  | 

اتاق نشیمن قدیمی خود را مدرن کنید

شروع کنید از همین الان!!!!:)

تنها با تغییر مکان اثاثیه خانه احساس جدیدی نسبت به خانه پیدا کنید بدون اینکه پولی خرج شود . آیا اتاقتان به نظر کهنه می آید؟ گاهی وقتها راه حلش تنها تغییر منظره آنجاست. شاید تنها با تغییر مکان اثاثیه خانه مثلا بردن مبل به زیر پنجره یا جابجایی دو صندلی که همیشه آن گوشه اتاق بودند، احساس جدیدی نسبت به خانه پیدا کنید بدون اینکه پولی خرج شود. در اینجا نکات ساده ای را که می تواند اتاق نشیمن را کمی هیجان انگیز تر کند، با هم مرور می کنیم.

۱) آیا از تماشای اثر هنری قدیمی کنار همان میز و صندلی همیشگی خسته شده اید؟ جابجایش کنید! آیا آن تابلو ۶ سال است که کنار مبل است؟ آن را روی دیوار دیگری آویزان کنید. یک صندلی یا نیمکت کوچک از اتاق دیگر به این اتاق بیاورید. در عرض چند دقیقه می توانید شکل جدیدی به اتاق بدهید.

۲) دیوار مرکزی اتاق: برای مثال دیواری که تلویزیون جلوی آن است را کاغذ دیواری کنید و قیمت چندان زیادی نخواهد داشت، سپس خواهید دید چقدر علاقه بیشتری به ان قسمت دارید. اگر کاغذ دیواری نمی خواهید، مثلاً یک خط رنگی افقی به روی دیوار بکشید. با استفاده از قلم مو و یک چوب بلند و مداد می توانید یک خط افقی به ضخامت ۸ تا ۱۰ اینچ روی دیوار بکشید تا فضای جدیدی ایجاد کند.

۳) سقف را فراموش نکنید، برای سقف می توانید از قالب های آماده معماری استفاده کنید و با استفاده از چسب و میخ آن را به سقف متصل کنید و به رنگ دلخواهتان درآورید. این قالبها قیمت زیادی ندارند ولی تنوع زیادی به سقف می بخشند.

۴) اجزای الکترونیکی: آیا اطراف تلویزیون شما مثل یک مرکز کنترل است؟ یعنی تبدیل به یک مرکز بازی پر از سیم و جعبه پریز و کابل شده است؟ این شکل مناسبی برای اتاق نشیمن است. از جعبه های الکترونیکی که کار چندین کابل و پریز را با هم انجام می دهد استفاده کنید تا از تعداد سیم ها و درهم و برهمی اطراف تلویزیون یا حتی رایانه شما کاسته شود و شکل منظمی به خود بگیرد.

۵) یکی از قسمتهای مهم اتاق نشیمن مبل است، اگر مبلتان شکل کهنه ای به خود گرفته و به نظر تکراری می آید، روکش جدید و نرم زیبایی تهیه کنید و به سلیقه خودتان روی مبل بکشید. چند کوسن و بالش کوچک نیز تهیه کرده و روی مبل بچینید، انگار یک دست مبل جدید برای اتاقتان خریداری کرده اید!

۶) آیا از آن آباژورهای قدیمی که کلاهکش شکل زنگ است در اتاق نشیمن دارید؟ تنها با هزینه کمی می توان کلاهک آباژور را تغییر داد و شکل جدیدی خریداری کرد و سپس با اضافه کردن یه نوار ابریشمی زیبا شکل جدیدی به آباژور قدیمی بخشید.

۷) اضافه کردن یک قطعه قدیمی جدید!! شاید این عبارت عجیب به نظر برسد، اما شما می توانید با اضافه کردن یک آینه کوچک با قابی که نگارگری قدیمی دارد، همراه با میز کوچکی در زیرش و برای مثال یک صندلی عثمانی، جلوه ویژه ای به اتاق خود بدهید. همینطور استفاده از قطعات کوچک تزیینی که چوبی اند یا طرح چوب دارند، برای ایجاد یک حس تازه در اتاق نشیمن، بسیار مناسبند
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آذر 1391ساعت 1:5  توسط هانا  | 

سلام دوستان عزیزم
دوباره مهر شده ..دلم برای دانشگاه و بچه ها تنگ شده بود ...
این 10 روز هم زودتر بگذره :*:*

بتن انتقال دهنده نور :

معمار   Aron Losonczi یک نوع و تیپ جدیدی از بتن را ایجاد کرد و آن را توسعه بخشید که نور را از طریق اضافه کردن فیبرهای نوری بوسیله مخلوط کردن در بتن انتقال می داد .فیبر های استفاده شده نور را از هر حد و مرزی جابجا می کنند و نتیجه یک کالا با قابلیت دید اشیاء در داخل بتن است. .

محصول   LiTraCon    بلوکهای ترکیبی از فیبرها یا رشته های نور و بتن هستند که آنقدر مخلوط می شوند که فیبرها در درون بتن یک سنگ دانه شیشه ای کامل و عالی پدید می آورند .

اینم عکساش:



+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم شهریور 1391ساعت 21:20  توسط هانا  | 

فیلم سازه ماکارونی

 

اینم فیلم های سازه ماکارونی :

فیلم 1

فیلم 2

فیلم 3

فیلم 4

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مرداد 1391ساعت 15:8  توسط هانا  | 

بدون عنوان !

سلام خدمت دوستان عزیزم !!!
به نظر شما  مشکل از عمرانه یا معماری یا هیچکدام !؟


میسی از اینکه نظر خصوصی نذاشتین :))))):دی

+ نوشته شده در  جمعه ششم مرداد 1391ساعت 14:42  توسط هانا  | 

خلاقیت!!!

سلامممممممممممممممم
یعنی این خلاقیت یچه های معماری منو کشته!!!

یعنی عاشق همین خلاقیت نو اوریمون..
عکس شام اخر مدرن کردن و به شکل امروزی در اوردن .....
ای ولا
پی نوشت:شام اخر بود یا اول؟
پی نوشت 2:لطفا نظر خصوصی نذارین .....خواهش میشه

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1391ساعت 1:14  توسط هانا  | 

سازه ماکارونی

سلام سلام سلامممممممممم .................
این چند روز خیلی روز خوبی بود ...خیلی کارای قشنگی انجام دادم ......چیزی که تو عمرم فکر نمی کردم بسازم تو این چند روز ساختم و تو مسابقه هم شرکت کردم :*:*:*.
سازه ماکارونی ساختم برای اولین بار در دانشگاه خزر ....وایییییییییییی خیلی عالی بوددددد ......
30 کیلو هم تحمل کرد با وزن 417 کیلو و راندمانش شد ..68

اینم سازم

اینم خودم و سازه 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم خرداد 1391ساعت 22:56  توسط هانا  | 

موزه حیات وحش و محیط زیست نیوروک

 سلام دوستان عزیزم

امیدوارم خوشتون بیاد ....

سیستم­های مختلف ساختمانی موزه همگی نمودی از موضوعات و زمینه­های نظری و عملی پروژه هستند. سیستم گرمایش و سرمایش، سیستم کف تابشی خواهد بود که در آن از فشردگی خاک و خنکی آب برای تنظیم درجه حرارت ساختمان استفاده می­شود. بدین­ترتیب سیستم مکانیکی عملاً نشان خواهد داد که ساختمان چگونه هستند. آفتاب­گیرهای بیرونی از موادی ساخته خواهند شد که در برابر تغییر درجه حرارت و زاویه­ تابش خورشید واکنش نشان می­دهند. بنابراین در طراحی سیستم بازشوها، تمایل طبیعی مواد به انبساط و انقباض مورد توجه و استفاده قرار خواهد گرفت.

دیوارهای سازه­ای اصلی که بصورت شعاعی از قوس موجود در پلان ساختمان منشعب می­شوند، از بلوک­های بتنی متداول، به ابعاد تقریبی 3 در 5 فوت، ساخته شده­اند. دیوارهای ساخته­شده از بلوک­های توخالی اکسپوز که در تمام قسمت­های ساختمان به چشم می­خورند، با انتقال جریان هوا و ایفای نقش در فرایند تهویه، عملکرد کف­های تابشی را بهبود خواهند بخشید. این دیوارها از داخل ساختمان به سمت شمال و درون محوطه امتداد می­یابند و ضمن اینکه دیواره­های باغچه را که ارتفاعشان در حد ارتفاع یک نیمکت است، تشکیل می­دهند، این حس را نیز که موزه از دل تپه بیرون آمده است، تقویت می­کنند

دیوارهای ساخته­شده از بلوک­های توخالی که ظاهرشان شبیه دیوارهای سنگی است و انتهایشان، به تبعیت از پروفیل تپه، اندکی انحناء یافته ­است، از بین رفتن تدریجی بندهای ماهیگیری موجود در رودخانه پایین را که اکنون ویرانه­هایی از آنها بر جای مانده است، به مردم یادآوری می­کنند. قدمت بندهای ماهیگیری برجای مانده از مردمان ناشناخته عهد باستان، حدود 5000 سال تخمین زده می­شود. از این­رو میزان عمق و تأثیر حسی که به لحاظ زمانی و تاریخی از این ویرانه­­ها به بیننده منتقل می­شود، غیر قابل سنجش است. Lance Hosey، یکی از معماران پروژه، در این­باره می­گوید: «این ویرانه­ها به یک دوره مهم تاریخی اشاره می­کنند. به اعتقاد ما، بندهای ماهیگیری یکی­ از برترین نمود­های تعامل میان انسان و طبیعت هستند و نمونه مشابه بسیار کاملی برای این پروژه محسوب می­شوند. بر این اساس، فرم، مصالح و رابطه ساختمان با لندسکیپ، از این سازه­های ساده الهام گرفته شده است.»

McDonough ساختمان جدید را به عنوان یک «موزه زنده» و «میراثی برای نسل­های آینده» توصیف می­کند. او بر این اعتقاد است که مزایا و جنبه­های مثبت این ساختمان بیش از معایب و جنبه­های منفی آن خواهد بود

بر اساس گزارش منتشرشده در The Herald (روزنامه محلی York County)، William McDonough، معمار ارشد WM+P، در جلسه معارفه این شرکت با نمایندگان، مهندسان و معماران موزه، گفته است: «در این پروژه، شما در حالی­که تصور می­کنید بر روی یک چمنزار قدم می­زنید، ناگهان متوجه می­شوید که این چمنزار یک ساختمان است

ساختمان موزه در نزدیکی درختان اصلی سایت که قرار است از آنها محافظت شود، به موازات قوس تپه گسترش ­یافته است. جهت قرارگیری ساختمان این امکان را فراهم می­آورد که نور طبیعی فراوانی از سمت جنوب (رو به رودخانه) وارد موزه ­شود و بام نیز بصورت پله­پله و در چندین سطح طراحی شده است تا قسمت مرکزی ساختمان با نورگیری از میان سقف­ها، از نور ملایم بهره­مند شود.

داخل موزه بر اساس سلسله مراتبی از درجات مختلف نور و فضا، به لایه­­ها و بخش­های مختلف تقسیم شده است. گالری­های شمالی که اشیاء حساس به نور در آنها نگهداری خواهند شد، تماماً در دل تپه فرو رفته­اند و کاملاً محصور و فاقد نور هستند. گالری میانی که نور از میان سقف­ها وارد آن می­شود، فضایی شبیه راهروی میانی کلیساست و دارای دو تراز ارتفاعی مختلف می­باشد. دسترسی به تأسیسات نمایشگاهی این گالری از طریق راهروهای باریک و نیز مسیرهای پیرامون گالری خواهد بود. گالری­های جنوبی سرشار از نور و جریان هوا هستند و مانعی در برابر چشم­انداز و دسترسی آنها به باغ­های بیرون موزه وجود ندارد. در این گالری­ها، نمایشگاه­های مفهومی وجود خواهد داشت که در آنها موضوعات انتزاعی به تصویر کشیده خواهند شد، برای مثال «اتاق خاک» ممکن است از چیز بخصوصی تشکیل نیافته باشد و فقط شامل یک کف خاکی و یا یک تک­درخت باشد و یا «غرفه آب» ممکن است یک استخر در داخل ساختمان باشد. این گالری­های موضوعی داخلی به باغ­های بیرونی متصل خواهند شد و در نتیجه نمایشگاه به درون محوطه اطراف ساختمان امتداد خواهد یافت.

در محوطه اطراف ساختمان موزه باغ­های حیات وحش، استخر­های درمان بیولوژیکی و محل­هایی برای نمایش ماهی پیش­بینی شده است که به عنوان ابزارهای آموزشی مورد استفاده قرار خواهند گرفت. در روی جزیره، یک «غرفه باد» وجود دارد که از لوله­های چوبی ساخته شده است. بادهای ملایمی که بر روی رودخانه می­وزند، در این غرفه جذب و به صداهای موزون تبدیل خواهند شد. این غرفه برج­مانند، به لحاظ بصری و شنوایی، نقطه اوج تجربه بازدید از موزه خواهد بود.

سایت این موزه (یک قطعه زمین بکر 400 جریبی) که در فاصله 30 دقیقه­ای از جنوب Charlotte، کارولینای شمالی قرار دارد، فرصت بی­نظیری را برای ایجاد ارتباط مجدد میان جامعه محلی و رودخانه که عامل اصلی سکونت در این ناحیه محسوب می­شود، فراهم می­کند. چشم­انداز موجود سایت، فضاها و دیدهای جالب­توجهی بویژه در ناحیه اطراف جویبار میان جزیره و ساحل شمالی، یعنی جایی که موزه واقع است، ارائه می­دهد. جویبار و جزیره دارای پوشش گیاهی متراکم، واحه­ای خنک، آرام و حفاظت­شده ایجاد می­کنند و توسعه و تکمیل معماری و منظر در آینده، گیرایی این فضا را از طریق مجموعه­ای متوالی از فضاهای داخلی و خارجی که گذرگاهی به شکل گردنبند درست کرده­اند، افزایش خواهد داد

توالی فضاهای موجود در سراسر سایت ـ از جاده ورودی، سطوح تخت اختصاص­یافته به پارکینگ، حیاط ورودی، خود ساختمان، نمایشگاه­های داخلی و باغ­های واقع در پایین سایت، تا آن­سوی جزیره ـ نوعی حس اکتشاف تدریجی فضا، در بازدیدکننده ایجاد خواهد کرد. تخته­های بالاآمده از سطح آب نیز، به پل­هایی تبدیل می­شوند که امکان عبور بازدیدکنندگان از جزیره را فراهم می­کنند.

ساختمان موزه و باغ­های اصلی آن درست در بالای جلگه­ای که حاصل سیلاب­های 100 ساله است، واقع هستند. ساحل فرسایش یافته، یعنی محل وقوع سیلاب­ها، ممکن است در عمل بخشی از نمایشگاه­های بیرونی واقع در هوای آزاد باشد. عموماً در طول یک روز مشخص، ارتفاع سطح آب، بسته به میزان آزادسازی آب از سد Lake Wylie به شمال، حول­وحوش 3- 5 فوت تغییر می­کند.

رودی موزه که در نقطه اوج شیب تپه­مانند ساحل رودخانه در نظر گرفته شده است، چشم­اندازی تماشایی از جویبار، جزیره و رودخانه به بازدیدکننده ارائه می­دهد. ساختمان موزه کاملاً هماهنگ با توپوگرافی موجود طراحی شده است که این ویژگی استثنایی در نقطه اوج تپه­ کاملاً مشخص و قابل مشاهده خواهد بود. شیوه طراحی این ساختمان بگونه­ای است که قسمت اعظم آن بر روی شیب خوابیده و در نتیجه پایین­تر از نقطه دید بازدیدکنندگان قرار گرفته است.

بام­های سبز پوشیده از چمن، منظر ساختمان را با چمنزار مجاور ترکیب می­کنند و این امکان را بوجود می­آورند که گل­های آفتابگردان بومی در معرض خطر انقراض، بر روی بام رشد کنند. از مزایای دیگر بام پوشیده از چمن می­توان به حفاظت ساختمان در برابر حرارت هوا، تنوع منظر به دلیل تغییر آن در فصول مختلف، فراهم آوردن زیستگاه برای گونه­های گیاهی خاص، و تولید اکسیژن و دفع کربن اشاره نمود. در کل می­توان گفت بام سبز در شکل­گیری یک محیط انسانی و معماری­ای که بطور اساسی با زمین و بوم خویش درآمیخته باشد، نقش مهمی ایفا می­کند

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم فروردین 1391ساعت 21:53  توسط هانا  | 

نحوه شیت بندی

شیت بندی

نکاتی باید برای پرزنتاسیون هر چه بهتر کار در نظر گرفت که در زیر به بعضی از آنها اشاره ای کوتاه خواهیم داشت :

۱- در یک شیت همه اجزا باید خوانا باشند

نباید به خاطر گرافیک شیت اطلاعات فنی شیت صدمه ببیند .مثلا یک نمای فنی نباید در شیت میان درخت و آسمان گم شود فقط به خاطر اینکه از لحاظ گرافیکی زیبا شود ! اطلاعات شیت باید واضح و روشن به همراه گرافیک زیبا باشند . و اطلاعات نباید فدای گرافیک شوند


۲- کلاژ کردن اجزای شیت بدون گرافیک هدفمند ممنوع .

اگر زمانی مجبور بودیم اجزای مختلف را بر روی کاغذی جدا ترسیم کنیم و بعد روی شیت اصلی بچسبانیم باید با تکنیک های خاص اجزای شیت را جوری به هم پیوسته نمایش داد که نتوان هیچیک از اجزای شیت را برداشت یا جابجا کرد.

۳- تا جایی که امکان دارد در شیت معماری کادر بندی (مانند شیت های نقش های فنی شهرداری) دور شیت استفاده نشود !!

۴- شیت بندی خود به معنای پرزانته کار است و تنها ده درصد کل شیت را با رنگ راندو بپوشانیم .

۵- نباید در یک شیت زیاد از نوشته استفاده کرد .

در حقیقت معماری را با نوشته زیاد توضیح داد . خود معماری باید گویا باشد. اگر کاری را تحلیل میکنیم باید تا جایی که امکان دارد از بیان گرافیکی گویا استفاده کنیم .

۶- اطراف پرسپکتیوهای شیت باید در حد مسیر پیاده و سواره و چگونگی دسترسی ها طراحی شود. اطراف پرسپکتیو ها نباید خالی بماند.

۷- در شیت نباید اجزای تکراری داشته باشیم مگر در شرایطی که روی یک جزء بخواهیم چند تحلیل متفاوت داشته باشیم.

۸- اگر در شیت چند تا پلان داشته باشیم ، نباید آنها را نزدیک هم ترسیم کنیم.

اگر پلان ها را نزدیک هم ترسیم کنیم و به اندازه کافی فضا بین آنها نباشد ممکن است به راحتی نتوان آنها را از هم تفکیک کرد . میتوان در فاصله بین پلان ها یک نما یا یک مقطع مرتبط با پلان قرار داد .

۹- اگر در شیت چند مقطع و ننما داشته باشیم باید آنها را با نظمی خاص و مرتب در شیت قرار دهیم .

مثلا همه مقطع ها و نماها در یک ستون زیر هم و یا همگی بر روی یک خط برش زمین قرار گیرند.

۱۰- شیت باید تعادل داشته باشد و پویا باشد .

۱۱- اگر قصد راندو کردن اجزای شیت را داریم ، اول کل اجزا را ترسیم کنیم و سپس با رنگ راندو کنیم .

با ترسیم همزمان اجزای شیت و راندوی آن ممکن است همه اجزا را رنگ پر کرده و نهایتا شیت زیر رنگ ها نابود شود!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390ساعت 23:34  توسط هانا  | 

سرانه فضاهای اموزشی

سلام دوستان عزیزم اینم در ادامه پست قبلی ......

سرانه فضاهای اموزشی در یک فایل زیپ قابل دانلود می باشد امیدوارم مورد استفاده شما دوستان عزیزم باشد ...


اینم لینک  فایل مورد نظر :

http://s2.picofile.com/file/7310859351/%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87_%D9%81%D8%B6%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4%DB%8C.zip.html

پی نوشت :درج لینک بلوگفا مشکل داره مجبور شدم اینجوری فایل در اختیارتون بذارم .با یه کپی و پیست همه چی حله .میسی از دوستان عزیزم


+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم اسفند 1390ساعت 21:58  توسط هانا  | 

ضوابط و معیار های طرای فرهنگسرا

سلام دوستان   عزیز

....میخوام پست های بعدیم راجب ضوابط و معیار مکان های مختلف با کاربری مختلف باشه امیدوارم کمتون کنه ..نظر یادتون نره ...............

بخش هاي مختلف فرهنگسرا(بعضي الزامي و بعضي وابسته به نظر طراح دارد)

لابي وزير مجموعه هاي آن شامل فضاي انتظار و نشيمن فروش اغذيه محل نگهداري كودكان عناصر خدمات عمومي مانند باجه هاي تلفن و اينترنت عناصر دسترسي عمودي مانند رمپ،پله وآسانسور

غرفه هاي فروش محصولات فرهنگي و هنري

سايت اداري شامل: اتاق كنفرانس اتاق رياست دفاتر كار بايگاني آبدار خانه سرويس هاي بهداشتي محل انتظار ارباب رجوع و منشي

آمفي تئاتر و سينما كتابخانه

گالري نمايش آثار هنري كلاس ها و آتليه هاي آموزشي شامل: نقاشي معماري طراحي عكاسي مجسمه سازي خوشنويسي لابراتوار زبان و ...

واحد سمعي بصري و سايت رايانه

رستوران يا كافي شاپ

برای خواندن ادامه این متن روی ادامه مطلب کلیلک کنید .:|


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم بهمن 1390ساعت 2:13  توسط هانا  | 

فرانک لوید رایت

›  اطلاعات شخصی:

نام : فرانک لوید رایت
تاریخ تولد : ۸ ژوئن ۱۸۶۷
محل تولد : ریچلند سنتر، ایالت ویسکانسین
تاریخ مرگ : ۹آوریل ۱۹۵۹
محل مرگ : فونیکس، ایالت آریزونا
ملیت : امریکائی
فعالیت
سبکها : ارگانیک
پروژه های معروف : خانه آبشار(کوفمان)،موزه گوگنهام نیویورک
سالیوان (استاد رایت) به روشی معتقد بود که مشابه پروسه به وجود آوردن در طبیعت بود.او برای اولین بار فرم تابع عملکرد را بیان کردو چنین عنوان کرد :بعد از مشاهده مستمر پروسه طبیعی به این نتیجه رسیدم  که فرم  تابع عملکرد است.
(سالیوان فرم تابع عملکرد را در  پروسه  رشد و  حرکت  طبیعی می دید.) هرچند
سالیوان از پایه گذاران مکتب شیکاگو و معماری مدرن  در  امریکا بود اما به فرم های طبیعی اعتقاد وافری داشت.
معماری ارگانیک در امریکا در قرن 19 توسط فرانک فرنس ولویی سالیوان شکل گرفت و اوج این شکوفایی در کارها و نظریه های رایت بود .

      رایت در زبان معماری کاملاً موفقیت آمیز و به راستی ستودنی است. این کیفیت در پاره ای

از آثار رایت بیشتر

متجلی می شود و در خانه آبشار به اوج اعلا می رسد. آن نوع معماری را به عرصه وجود آورد

که چون عوامل

طبیعی مانند سنگ و درخت و گیاه و گل از درون طبیعت می شکفد و اصــالت و قوت آن نیز

در همین از درون

شگفتی و و طبیعی بودن آن است.شاهکار معماری فرانک لوید رایت را مـی توان در خانه

آبشار در ایالت

پنسلوانیای آمریکا دید.این خانه در سـال 1937 سـاخته شد . موارد طراحی و اجرایی را

که رایت برای


خانه آبشار در نظر گرفته بود  می توان در هشت مورد ذیل خلاصه کرد:

 

›  1 )  حد اقل دخالت در محیط طبیعی

›  2 ) تلفیق حجم ساختمان با محیط طبیعی(مکمل همدیگرند)

›  3 ) ایجاد فضاهای خارجی بین ساختمان و محیط طبیعی

›  4 ) تلفیق فضای داخل با خارج

›  5 ) نصب پنجره های سرتاسری واز بردن گوشه های اتاق

›  6 ) استفاده از مصالح محیط طبیعی مانند صخره ها و گیاهان چه در داخل و چه در خارج بنا

›  7 ) نمایش مصالح به همانگونه که هست چه سنگ،چه چوب،چه آجر

›  8 ) استمرار نمایش مصالح از داخل به خارج بنا

خد

› 

خانه خانه ابشار رایت :

  خانه آبشار به عنوان یکی از بهترین شاهکارهای رایت ، به عنوان پویایی و همچنین برای یکپارپگی اش با محیط برجسته طبیعی قرار گرفته است.

  تاریخچه :

ادگار کافمن یک تاجر موفق اهل پترزبورگ و موسس فروشگاه
 بزرگ کافمن بود .او مقداری مایملک همراه با آبشار و چندین کلبه
 در خارج پترزبورگ داشت .

 در نوامبر 1934 رایت به در خواست کافمن از Bear Run
(جاده ای روستایی در یک مایلی شهریتان
stewart ، استان
 
Fayette ، پنسیلوانیا) دیدن کرد.
 رایت 9 ماه برای نظراتش درباره سایت وقت گرفت تا به طرحی که
 به سرعت اسکیس زده بود شکل بدهد.

آنچه در خانه آبشار مفهوم ارگانیک را از مستدل بودن هر جزء یا فرم آن فراتر می برد نخست پیوستگی تمام اجزای آن اسـت و سـپس آمیختن آنها با  مظاهر طبیعت که این خانه به راسـتی جزئـی از آن شده اسـت ارگـانیک بودن بیرون ساختمان به درون ساختمان تنـوعی دلپـذیر داده است. آنچه از کیفیت ارگانیک معماری رایت برای ما حائـز اهمیت است به ویژه در خانه آبشار تندیس گونه بودن آن است.

 

 ›  کارخانه واکسن سازی جانسون

 

طرح داخلی فضا ها و حتی میز و صندلی ها از خود رایت می باشد این بدین معنا است گرایشهای قرن نوزدهم که سادگی و صراحت طرح های مدرن را ندارند


موزه گوگنهایم نیوروک :


این موزه از اخرین کارهای اقای رایت می باشد که از ترکیب خطوط منحنی و احجام استوانه ای و مخروطی گرفته است.

و به کار گیری بتن مسلح در این اثر پیشگامانه و جسورانه است.

 

جلال آل احمد این موزه را اینگونه توصیف می‌کند:
«موزه راحتی بود و دلباز و خسته نکننده و بوی نانگرفته. و خلا مدام دم دست و همه چیز به جای خود. و مارپیچ و دایره‌ای در بالا پهن و در پایین باریک شونده، عین دوکی، از راس پهن تر بر زمین و مضافاتش همه با هم جور. مثلاً آسانسورش بجای مربع یا مستطیل، نیمدایره بود و قوس مانند. و جمعا خوب بود.»

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم دی 1390ساعت 22:54  توسط هانا  | 

اولین راندوی من.....

اینم اولین کارای راندو شده من!!!
۲ ماهه که شروع کردم به کار با ماژیک ژس نظرتونو بدین خوشحال میشم تا بتونم مشکلاتمو بر طرف کنم ............
میسی از همه ی دوستان خوبم

 


پی نوشت.....کیفیت پایین عکس ببخشید ..میسی
منتظرنظرات قشنگتون هستم

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آذر 1390ساعت 2:5  توسط هانا  | 

سخن بزرگان

سلام به همه ....

سخنان بزرگان معماری

فرانک لوید رایت:
معمار بایستی یک پیامبر باشد ... یک پیامبر به مفهوم واقعی کلمه ... اگر او قادر نباشد حداقل ده سال جلوتر را ببیند، نمی­توان او را یک معمار نامید.

میس ون دروهه:
معماری چیزی جز تمنای زمان برای فضایی زنده متغیر و جدید نیست. درست است که معماری بر روی حقایق مسلم بنا گردیده است اما زمینه کار اساسی آن تسلط معانی است. معماری، اراده زمان است که به فضا تبدیل شده است. زنده، شاداب و جدید . مع...ماری در جزئیات است. معماری چیزی جز تمنای زمان برای فضایی زنده متغیر و جدید نیست. درست است که معماری بر روی حقایق مسلم بنا گردیده است اما زمینه کار اساسی آن تسلط معانی است. معماری، اراده زمان است که به فضا تبدیل شده است. زنده، شاداب و جدید .

لوکوربوزیه:
اینکه معماری در لحظه ای از خلاقیت بوجود می آید، یک حقیقت انکار ناپذیر است، زمانی که ذهن درگیر چگونگی تضمین استحکام یک ساختمان و نیز تأمین خواسته هایی... برای آسایش و راحتی است، برای رسیدن به هدفی متعالی تر از تأمین نیازهای صرفاً کارکردی برانگیخته می شود و آماده می گردد تا توانائی های شاعرانه ای را به معرض نمایش گذارد که ما را بر می انگیزانند و به ما لذت و سرور می بخشد.

تادائو آندو :
خلاقیت حقیقی کل زندگی را شامل می­گردد و به وسیله ابزارهایی از شهود بیان می­شود که فراسوی منطق و آن چیزی است که زبان­های دیگر قادر به ابراز آن هستند .

سانتیاگو کالاتراوا :
هندسه مبنای ادراک معماری است. من از طریق هندسه به اثر خود دست می­یابم. در شناخت جهان معماری، زبان هندسه مانند زبان سازه اهمیت دارد. هر دوی آنها در کنار خواص مصالح و عالم طبیعت، برای من سرچشمه­های زاینده و مهم الهام هستند .

ویلیام موریس :
معماری شامل تمام محیط فیزیکی است که زندگی بشری را احاطه میکند و تا زمانی که عضوی از اجتماع متمدن هستیم، نمیتوانیم از معماری خارج شویم، زیرا معماری عبارت است از مجموعه تغییرات و تبدیلات مثبتی که هماهنگ با احتیاجات بشر روی سطح زمین ایجاد شده است و تنها صحراهای دست نخورده از آن مستثنی هستند .

جان راسکین:
تعریف درست معماری بطوریکه آن را از یک مجسمه متمایز کند، عبارت است از هنر طراحی مجسمه برای یک مکان خاص و جانمایی آن در آنجا بر اساس مناسبترین اصول ساختمان آلوار آلتو معماری علم نیست. معماری فرایند ترکیبی عظیم است که هزاران کارکرد معین انسانی را به هم تلفیق می کند و همان معماری باقی می ماند. نیت معماری ایجاد هماهنگی میان جهان مادی و زندگی انسان است .

ژان نوول :
اگر کسی بخواهد به تعریف معماری امروز بپردازد باید تعریف خود را با شمردن کارهایی که معماری بدان نمی پردازد آغاز کند. معماری، حالت و ادامه جهان، نفی هرج و مرج و ماجرایی در بطن غیر ارادی است .
نورمن فاستر :
معماری چیزی نیست که در ذهن منتقد باشد معماری در مورد زندگی واقعی است، درباره مردم است، درباره مسکن دادن به مردم و تأمین نیازهای ایشان است .

پیتر –آیزنمن :
معماری در حضور و بینش خود به عنوان سرپناه و عرفاً خانه و کاشانه ریشه دوانیده است. معماری، محافظ هستی است و آخرین سنگر مکان معماری، لامکانی را فرو می نشاند. زیرا لامکانی موقعیت متناقض را دامن می زند.

رم کولهاس :
معماری آمیزه ایست پر تناقض از توانایی و ناتوانی. آنتونیوگائودی : معماری مانند موجودی زنده است و فضایی پویا که دنیاهای درون و برون را به یکدیگر وصل می کند.

یاکوب بکما :
معماری بخشی از یک فرایند تولید فضا است.

ماریو بوتا :
معماری چیزی جز ساختن زمین نیست.

بن فارمر :
معماری هنری است که نمی تواند از بافت پیرامون طبیعی و مصنوع جدا باشد.اگر قرار است مفاهیم معماری را درک کنیم تبحر فنی نیازیست اساسی. معماری خوب نیزمند کارفرمای خوب است.

فرانک گری :
هندسه شالوده و مبنای ادراک معماری است. من از طریق هندسه به اثر خود دست می­یابم. در شناخت جهان معماری، زبان هندسه مانند زبان سازه اهمیت دارد. هر دوی آنها در کنار خواص مصالح و عالم طبیعت، برای من سرچشمه­های زاینده و مهم الهام هستند.

تادائو آندو :
خلاقیت حقیقی کل زندگی را شامل می­گردد و به وسیله ابزارهایی از شهود بیان می­شود که فراسوی منطق و آن چیزی است که زبان­های دیگر قادر به ابراز آن هستند.

دکتر صارمی :
آثار معماری مجسمه های بزرگ کره زمین اند.

بهرام شیر دل:
فکر من در معماری و شهر سازی ،قابل انعطاف کردن فضاهاست.به گونه ای که جوابگوی تفاوتهای بیشماری باشد.انسان با گذشت زمان،افکار و خصوصیاتش تغییر می کند،معماری نیز باید اینچنین باشد.

کامران افشارنادری :
معماری انتظامی است با طبیعتی پیچیده که مباحث مختلف از فلسفه و جامعه شناسی تا ریاضیات و تکنولوژی در آن مطرح می باشند.معماری به دلیل ارتباط مستقیم با زندگی عینی انسان ها، مملو از عناصر و فضاهایی است که دارای معنای عمیق فرهنگی و القا کننده احساساتی بسیار قوی می باشد. معماری بحث طراحی فرم است و نیازمند آن است که بین تأثیرات لحظه ای حسی و ادارک پایدار فضای هستی، تعادل برقرار کند. معماری هنر به نظم آوردن فضا است

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آبان 1390ساعت 16:55  توسط هانا  | 

مدرسه....

سلام سلام !
خوبین؟!
اینم چند نمونه عکس مدرسه خارج از ایران!
کاش مسئولین ما متوجه بشن که در این فضا ها بچه ها بیشتر جذب درس میشن!کاش.....

عکس های بیشتر در ادامه مطلب...:|


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم مهر 1390ساعت 13:2  توسط هانا  | 

کار خودم:|

سلام!!
این عکس ها جعبه کادو یه بچه ۳ ساله است...
منتظر نظرات قشنگتون هستم!

نظررررررررررر یادتون نره!
!!

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم مهر 1390ساعت 22:34  توسط هانا  | 

شهر زیبای من!

معرفي شهرستان آمل: 

در مورد پيدايش شهر آمل مطالب فراواني در کتب و منابع مختلف آمده است که ذکر تمامي آنها در اين مختصر نمي گنجد . در مجموع مي توان سه نظريه را از مجموع مطالب مربوط به پيدايش آمل جمع بندي و استخراج کرد:

الف - پيش از مهاجرت آريايي ها به فلات ايران و سکني گزيدن در آن ، اقوامي در منطقه شمالي رشته کوه البرز و در حاشيه جنوبي درياچه خزر سکونت داشتند، که به آماردها معروفند.

پيرنيا مي نويسد : « وقتي آريايي ها به فلات ايران آمدند ، مردماني يافتند که زشت و از حيث نژاد و عادت و اخلاق و مذهب پست تر از آنان بودند . آريايي ها مردم بومي از « ديو » يا « تور » ناميدند. علاوه بر اين در مازندران آثاري بدست آمده که خيلي قديمي است ودلالت بر صحت اين استنباط مي نمايد . رفتار آريايي ها با اين مردم بومي مانند رفتار غالب با مغلوب بود ، بخصوص که آريانها آنها را از خود پست تر مي دانستند ، بنابراين در ابتدا هيچ حقي براي آنها قائل نبودند . » 

برای اطلاعات بیشتر از آمل روی ادامه مطلب کلیلک کنید.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1390ساعت 0:20  توسط هانا  | 

بروجردی های کاشان!!!

 تاریخچه خانه بروجردی ها

زمانی که مرحوم حاج سیدحسن نطنزی(مشهوربه بروجردی)تاجرمعروف فرش کاشان دخترهمکارش مرحوم حاج سیدجعفرنطنزی رابرای پسرخودسیدمهدی خواستگاری کرد،خانواده دختر(که درخانه فعلی طباطبایی های کاشان زندگی می کردند) ساخت خانه ای درشان وموقعیت اجتماعی شان رابرای محل زندگی دخترشان شرط این ازدواج قراردادند.

خانواده بروجردی ازمعروف ترین معمارشهر(استادعلی مریم کاشانی)درخواست کردند که خانه موردنظررابسازد.استاد بعدازبه پایان رساندن سفت کاری خانه برای انجام نازک کاری وتزیینات ازبرجسته ترین هنرمندان نگارگرشهردعوت به عمل آورد.واین هنرمندان داستان هاوروایات عاشقانه خمسه نظامی وهفت پیکرجامی رادرجای جای طاق هاورواق ها به تصویرکشیدند.ساخت این خانه حدود18سال توسط25نفرمعماروهنرمندبه طول انجامید.ودرزمان حکومت ناصرالدین شاه 1280-1292ساخته شد.واکنون حدود 130 سال از عمر این خانه سپری شده.

روش کاراستادعلی مریم کاشانی:شیوه کاراین استاداین گونه بوده که ابتداماکت ساختمان موردنظررامی ساخته وپس ازتاییدطرح توسط کارفرمانسبت به ساخت آن اقدام می کرده.تیمچه امین الدوله وخانه طباطبایی از آثاراوست.وی این خانه را باالهام ازشیوه معماری اصیل ایرانی ساخته است.

شرح پلان خانه بروجردی ها:(معماری داخلی وعملکردفضاها)

*مساحت 1700مترمربع-زیربنا1000مترمربع-

*دوطبقه ودربعضی قسمتها مثل قسمت جنوبی که باسرداب دارای 3طبقه است.

*دارای یک حیاط با ابعاد20در30-

*دارای 3ورودی درشمال(ورودی اصلی)،غرب(مخصوص مراسم مذهبی وغیره) وجنوب(برای خواص)-ایوان های سرپوشیده دراطراف حیاط.

*جلوخان درفضای هشتی که دارای 6عددسکو برای انتظارمراجعین می باشد.این سکوها پاخوری نام دارد.

 

تقسیمات خانه بروجردی ها: بیرونی-اندرونی

بخش بیرونی شامل:بخش شمالی-بخش جنوبی(تابستانی)-بادگیرها

بخش اندرونی شامل:بخش شمالی_بخش جنوبی

بخش بیرونی:

1.هشتی

2.راهرو و دهلیز

3.حیاط مرکزی مستطیل شکل20×30

4.بخش اصلی وتابستانی بنا(بخش اعظم تزیینات دراین قسمت است)

5.سرداب درزیرزمین(دمادراین سرداب درتابستان حدود20درجه کمترازطبقاط بالایی ست.سرداب با یک سیتم کانال کشی افقی وعمودی به 2بادگیرارتباط دارد.نمای سرداب از گچ وآجراست.

6.آشپزخانه وانبارها:دربخش شمالی قراردارند.

7.بادگیرها:دردوبخش شمالی وجنوبی قسمت بیرونی می باشد.                                                     

(یک سویه-چهارسویه-چندوجهی-مدور-)                      

بادگیرهای این خانه هشت ضلعی هستند.

بخش اندرونی:

1.دارای 9اتاق

2.دارای حیاط خلوت واتاق پنج دری ساده،صندوق خانه،اتاق نشیمن ویک سرداب بزرگ دربخش جنوبی آن

3.دربخش شمالی شامل حیاط مرکزی-تالارپذیرایی ست.

تامین نوردرخانه بروجردی ها:

نورهشتی:تعبیه روزنه ای درسقف

نورزیرزمین:دربخشی از دیوارها وزیرایوانهایاطاقچه ها،پنجره های مشبکی وجودداردکه نقش عبورجریان هواراایفا کرده وفضای راهروی زیرزمین را نیزروشن می کند.

نورآشپزخانه:آشپزخانه وانبارهای خانه درگوشه هاوقسمت هاییازخانه است که نیازبه نوروتهویه درآن جاهااندک است.

نورتالاراصلی:نوربه وسیله نورگیرفوقانی درسقف تامین می شود.

مصالح مورد استفاده درخانه بروجردی ها:

آجر-کاشی-سیم گل-گچ ورنگ درتزیینات

*آجر:کف فرش حیاط-اتاق ها-راهروها-

*کاهگل وسیم گل:پوشش دیوارهای بیرونی

*گچ: پوشش داخلی بعضی اتاقها

*رنگ روغن:پوشش تالاراصلی

همچنین این بنادارای تزیینات اندک کاشی،آجرچینی ساده،گچبری های زیباونفیس ونقاشی ورنگ آمیزی دربخش بیرونی وتزیینات آینه کاری دربخش اندرونی می باشد.

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم شهریور 1390ساعت 19:21  توسط هانا  | 

پل!!!

سلام سلام سلام!!!

خوبین!!!؟

اینم عکس چند تا پل زیبا!!!!!

امیدوارم خوشتون بیاد!!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مرداد 1390ساعت 1:56  توسط هانا  | 

کندوان..روستای شگفت انگیز!!!!


سلام دوستان گلم؟خوبین؟خوشین ؟؟؟سلامتین؟؟

دلم واس اینجا تنگ شده بود......

ی کندوان

در فاصله ۲۲ کیلومتری جنوب شرقی اسکو و ۶۲ کیلومتری شهر تبریز در میان دره ای سرسبز و باصفا ٬از پیچ جاده که میگذری ناگهان با یکی از شگفت انگیز ترین روستاهای ایران روبرو میشوی. روستای کندوان با خانه های هرمیش در دل صخره های سنگی و سخت کوه سهند و با پنجره های کج و کوله و رنگیش پیشینه ای ۸۰۰ ساله دارد روستایی که در طی قرنها مأمن فرهادان گمنام کوه کنی بوده که بی نام و نشان این کوه های سربه فلک کشیده سهند را با دستانی خالی تراشیده اند تا امروز برای ما ایرانیان مظهر افتخاری به حساب آید که صاحب یکی از شگفتیهای دنیا هستیم..

کندوان ، سومین روستای صخره ای جهان است که دوتای دیگر، یكي در کاپادوکیای ترکیه و دیگری در داکوتای آمریکاست. . اما این روستا تنها روستای صخره ای جهان است که هنور مردم در آن ساکنند و زندگی درآن جریان دارد.

این پاور پوینت دانلود کنیند اطلاعات خوبی دارهه...ادامه همین مطلب بالاست!!!

کندوان.دانلود

امیدوارم مفید باشه براتون.....فعلا


+ نوشته شده در  دوشنبه دهم مرداد 1390ساعت 13:28  توسط هانا  | 

کنکور...

۰۰۰۰ دوسنان گلم..خوبین؟

درسا خوبه؟خوب پیش میره؟؟

من که ۱ ماه دیگه یه ازمون سخت دارم:)دارم میمیرم از   استرس:):):)

واسم ارزو کنین که قبول شم (اخه خودم خیلی فاز منفیم و حس قبول نشدن دارم):)

تا ۸ مرداد این وبلاگ اپ نمیشه ولی سعی می کنم سر بزنم بهتون  اخه دلم تنگ میشه!!!

خیلی دوستون دارم...مواظب خودتون باشین...

۱۱۱۱

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 13:5  توسط هانا  | 

اولین ماکت..

سلام دوستان...خوش میگذره؟؟

اینم عکس های اولین ماکتی که ساختم!!!!!!!!

بهم نخندین!!!!ولی یادش بخیر....خودمون چقدر خندیدیم

طرح:تفرجگاه بین راهی(پارک کودکان.محوطه بازی.رستوران.کافی شاپ)

به  نظر شما واس اولین ماکت اونم ترم یک دانشگاه چطوره؟؟

بر ما ببخشاید کیفیت عکس را!!!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم خرداد 1390ساعت 12:59  توسط هانا  | 

سلام...سلام..خوفین؟؟!!

خوش میگذره؟؟!(حتما میگین چه خوشی...مثلا الان زمان تحویل پروژهاست)

اینم چند تا عکس طرح صندلی!!!!

 

 

 

 

لطفا نظراتنو راجب طرح ها بذارین!میسی

  

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم خرداد 1390ساعت 21:49  توسط هانا  | 

اندر احوالات 24 نمایشگاه کتاب...

سلام دوستان گلم......خ.بین؟خوشین؟سلامتین؟؟؟

اندر احوالات 24 نمایشگاه کتاب تهران بگم براتون

  • مثه هر سال شلوغ و پر از ادمایی که تو یه سال یادشون  می افتاده که باس کتاب بخرن(حالا شاید بخونن و شاید واس تزیین کتابخونشون باشه)البته خودمم جز یکی از همین مردمم.....
  • پر از کتاب های متنوع معماری (دلم می خواست همه شون بخرم)

  • غرفه کودک و نوجوانش خیلی قشنگ بود....(نازیی)

  • برای خریدن کتاب معماری غرفه خاک و علم معمار از همه بهتره

  • نمایشگاه کتابم جای گیر دادنه....فقط میخواستن بگیرن...به تیپ و حجاب توجه نداشتن....شما بسیجی ها و سپاهی ها با این کار چی بهتون میرسه...مگه نمی گین مملکت ازادی پس این کارا چیه....باس حجاب اختیاری باشه....با این زور به هیج جا نمیرسین...خودم موندم تو کارشون...

همین بگم و تمومش کنم.....

نمایشگاه کتاب امسال خوب و عالی بود اگه به شخصیت و تفکر ادما توهین نمی کردن...

تمام

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390ساعت 13:19  توسط هانا  | 

چهل ستون....

سلام سلام صد تا سلام.....

ناراحتم ازتون.......چرا این مدت نبوده ام هیچکی ازم خبر نگرفته...یه کامنت نذاشین......

بیخیال...خوبین حالا؟خوش میگذره؟؟؟؟

وقتی اسم چهل ستون میاد همه شهر اصفهان میاد تو ذهنشون غافل از اینکه یه 40 ستون تو قزوین داریم.....

حالا واستون میگم از این یکی تا بدونید.......

 

این عمارت اکثر دست فرمانداران بوده از 1330 هجری قمری به بعد این باغ و عمارت باختیار اداره ژاندارمری که فرماندهان آها افسران سوئدی بوده اند گذارده شده. اداره مذبور در طرف شمال شرقی این عمارت بفاصله تقریبی صدگام بیمارستانی احداث کرده که اکنون هیچ اثری از آن نیست- از 1300 خورشیدی به بعد عمارت مذبور در دست فرمانداران بوده و برخی تغییرات در آن داده اند که یکی تغییر راهروی طبقه بالا است و دیگری آن دو اتاق کوچک از تالار جدا کرده و به دفتر اختصاص داده اند.

طبقه زیر ظاهراً مخصوص آبدارخانه بوده – یک اتاق بزرگ در وسط و چند اتاقی کوچک در اطراف آن است-در سال 1334 اشکوب زیرین را خواستند تعمیر کنند قدری که از گچ های آنرا تراشیدند.معلوم شد زیر آنها نقاشی بوده است.

پوشش اشکوب دوم آجری است و روی آن را با گچ سفید کرده اند. ساختمان اشکوب دوم یک تالار بزرگ مرتفعی است که از هر سمت ارسی های پهن پنج چشمه بلندی در وسط داشته و در جانبین آن کار گذارده اند. راه طبقه بالا سابق از طرف شرق بوده اما در حال حاضر از طرف شمال راه را باز کرده اند.

هر دو اشکوب عمارت دارای غلام گردش است طبقه زیرین با ستون و طاق آجری است و اشکوب بالا را تیرهای چوبی صاف و ظریف کار گذارده اند.

سقف غلام گردش بالا و تالار قاب است و پوشش آن خرپشته می باشد .

در زمان پایتختی قزوین چندینکاخوباغ در قزوین ساخته شد که از انها تنها عالی قاپو و  کاخ یا کوشک چهل ستون (996قمری) باقی مانده است. تهرنگ این کوشک مانند بسیاری از کاخ ها پادجفت شده است . این طرح گویا بر پایه دوشش پهلو است .اتاقهای چهارگوشه ساختمان هیچکدام  مانند هم نیستند . ولی از بیرون در نما جفت سازی دسده می شود . حتی درون هر اتاق ،هر گوشه آن با دیگری متفاوت است . برای نمونه در یک اتاق چهارگوشه (مربع) به اندازه 5، 2*2.5 گز، پنجره جنوبی بخاطر نیاز به نشستن در گوشه شرقی اتاق ،در میان دیوار کار نشده است . در پهلوی غرب اتاق ،پلکان و در پهلوی شمالی آن تاقچه اای دارد که کلا این اتاق را از دیگران جدا می سازد . اتاق دیگر هشت پهلو و به اندازه 3*3 گزاست . اتاق دیگر نیم هشت به اندازه 5 ، 3*3.5 گز است . در میان ساختمان ، یک اتاق دوازده دری است که همه درها به ایوان باز می شوند . این اتاق هم با اتاق بزرگ روی آن درتخت است . در اشکوب بالا با ساخت دیواری  روی تاق های زیرین ،طرح اشکوب دوم دگرگون  شده است . برخی اینکاررا (نهادن دیواررویتاق زیرین ) نادرست می دانند.

ولی می بینیم معمار ساختمان این کاستی را چنین پاسخ داده است که اگر ستون را روی تیزه تاق زیرین ساخته ، آن تاق را جناغی کار کرده ، یا اگر دو ستون را روی یک تاق گذاشته آنرا کلیل کار کرده است .

کاربندی اتاقها نیز گوناگون و دیدنی است . در پیرامون این کوشک ، همچون کوشک چهلستون اصفهان ، به گمان فراوان ، استخر و با غچه هایی بوده است. در زمان قاجاریان ، ایوان های ساختمان دگرگون شده اند . 

طبقه همکف دارای سه لایه نقاشی دیواری است که مربوط به مکتب اول و دوم صفوی و قاجاریه است.

طبقه دوم در دوره ناصرالدین شاه قاجار بازسازی شد و بشکل کنونی در آمد

نقاشی دیواری نوعی دیوار نگاری به شمار می رود و از طریق رنگ آمیزی گچ و آهک مرطوب با رنگ های محلول در آب ( شیوه كلاسیك )، ایجاد می شود.

این نقاشی های دیواری «فرسک» نام دارند.

وجود لایه‌های مختلف نقاشی در كاخ چهلستون قزوین حكایت از گذشت دوران‌های مختلف بر آن دارد به طور كلی دیوارنگاری در قزوین طی مسیر تحول خود چهار دوره را پشت سرگذاشته است؛

دوره اول در زمان پادشاهی شاه طهماسب كه به دوره انتقال معروف است.

دوره دوم كه بعد از بازگردانیدن كارگاه نقاشی از مشهد  به دربار قزوین در زمان شاه اسماعیل دوم آغاز شد و مكتب قزوین نام گرفت.

مكتب نقاشی قزوین در سه محور

 الف: تک پیکره نگاری _ ب: نقاشی دیواری _ ج: نسخ خطی، رشد و نمو یافت.

از ویژگی های نقاشی مكتب قزوین می توان به : قلم گیری ها و رنگ های بسیار ناب و یکدست و طراحی شخصیت ها و تناسبات نقاشی كه همانند تصاویر کتاب ها اجرا شده است اشاره كرد . با وجود این، رگه هایی از نقاشی اصفهان در آن ها دیده می شود. به طور کلی مکتب نقاشی قزوین از یک سو منعکس کننده ارتباط با نقاشی ماقبل خود، یعنی مکاتب هرات و تبریز است و از سوی دیگر نشان از وقایعی دارد که در سال های بعد، یعنی در قرن یازدهم هجری مصادف با قرن هفدهم میلادی در اصفهان به طور گسترده رواج پیدا کرد.

میخواستم یه فایل پاور پوینت بذارم ولی اپلود نشد....شرمنده

باز یه مدت نمیتونم بیام...دلم واستون تنگ میشه.....دوستون دارم...به یادم باشین......فعلا

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم اردیبهشت 1390ساعت 19:24  توسط هانا  | 

مدرسه پورنگ بابل

سلام دوستان عزیزم......خوبین؟

امروز می خوام عکس از  یه مدرسه متفاوت بذارم (نمادی از معماری اسلامی)....امیدوارم خوشتون بیاد....

  در محل مدرسه راهنمايي علامه بابل در ميدان باغ فردوس در حال احداث مدرسه اي بزرگ، مدرن و مجهز با 2600 مترمربع زير بنا در 4 طبقه هستم که بسيار شيک، مقاوم و مجهز با استفاده از معماري اسلامي و بومي با تغييراتي که تکنولوژي جديد در آن به کار گرفته شده است نمادي همچون ساختمان شمس العماره را تداعي مي کند. با نماد دو گلدسته بزرگ که نماد وسط نماد خدا با الله اکبر است. براي زيبايي و استحکام آن نيز از آجر قرمز کردستان استفاده شده است. آجر قرمز معروف به شِل در سنندج خريداري و به بابل حمل شده است. در اين آموزشگاه سالن اجتماعات و اتاق هاي متعددي براي کلاس و ساير امور آموزشي در نظر گرفته شده است که مراحل پاياني ساختمان به سرعت در حال انجام است و انشاء اله يکي از مدارس زيبا، مقاوم و نمونه کشور و استان محسوب خواهد شد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیستم فروردین 1390ساعت 13:48  توسط هانا  | 

ربطی به معماری ندارد.......

سلام دوستان....خوبین؟

امیدوارم تا حالا بهتون خوش گذشته باشه.......

اشعار و زندگی نامه کارو (شاعر ایرانی)

زندگی نامه:

کارو متولد شهر همدان بود اما در بروجرد و اراک نیز زندگی کرده بود.آنها بعد مرگ پدر مدتی را در مراغه و تبریز می‌گذرانند و مدتی بعد به تهران کوچ می‌کنند. کارو از نسل نخست شاعران نیمایی است.کارو یک‌بار ازدواج کرد و از همسرش جدا شد. او سه فرزند دارد دو دختر و یک پسر. رمی، ربکا و رنه.

ویگن خواننده ایرانی نیز برادر وی بود. او با برادرش ویگن رابطهٔ بسیار صمیمانه‌ای داشته است.

 

محمد رضا عیوض زاده درباره تأثیر گذاری آثار کارو چنین می نویسد؛ سروده‌های کارو انتقادی و بازتاب حقایق تلخ زندگی انسان است؛ مسائلی از جمله فقر، ظلم و جنایت در جوامع جایگاه ویژه ای در آثار وی دارد. علاوه بر آن کارو با احساسی سرشار خالق قطعات و اشعار زیبای عاشقانه است، عشق انسانی نیز بخش قابل توجهی از آثار او را تشکیل می دهد. جسارت بیان حقایق با احساسی سرشار و با زبانی که برای توده مردم قابل فهم است و انتخاب موضوعات پر مخاطب و مورد توجه نسل جوان از عواملی است که آثار کارو را مورد اقبال عموم قرار می دهد، وی چهره آشتی دهنده بخش بزرگی از جامعه جوان ایرانی با ادبیات است

محمد رضا عیوض زاده در خصوص ممنوعیت و سانسور برخی از آثار کارو چنین اظهار می دارد؛ کفرنامه از جمله کتابهای ممنوعه در ایران است، دیگر آثار منتشر شده از این هنرمند با ذوق نیز با کمال تأسف با بی مهری مسئولین فرهنگ کشور قرار گرفته و متوجه سانسور شده است و این امر بهانه مناسبی را در اختیار سودجویان صنعت چاپ قرار داده است تا از اشتیاق جامعه فرهنگی و اقبال نویسنده و شاعر به نفع شخصی خود سو استفاده کرده و کتابهای یاد شده را توسط افست، ریسوگراف و زیراکس در کیفیت‌های بسیار نازل به چاپ رسانیده و در بازار سیاه و غالباً توسط کتاب فروشی‌های دوره گرد (در کنار دیگر کتب ممنوعه یا کمیاب) به قیمت‌های گران به فروش رسانند. که این (سانسور) بی مهری در حق نویسنده، مخاطب و اهالی کتاب است. چه بسا که به دلیل عدم نظارت و ناآگاهی این ناشران کذائی آثار منتشره بدین شکل با غلط‌های املایی و گاه با کسر و اضافاتی خود سرانه همراه است که این خود ضربه ای مضاعف به پیکره جامعه فرهنگی وارد می سازد.

 خود او در کتابش برادرم ویگن می‌گوید پدرش شغل فرش فروشی را پیشهٔ خود ساخته بود

و شاید به همین خاطر بود که یک جا ساکن نمی‌شدیم

و نیز در جایی می‌گوید:در بروجرد : همانجا که پدرم سی و نه سالگی، علی رغم هیکل ورزیده و سلامت و بیچون وچرایش – با یک " سینه پهلوی " ساده، پیوندش را برای همیشه با زندگی گسست ...

آخرین نامه

شش ماه تمام است که در کوچه و پس کوچه ها ویلانم

این نامه انعکاس واپسین طپش قلب محنت بار یکی از هزاران زن بیگناه است که اجتماع ، در ظلمت شب احتیاج ، کلمه شرافت را از قاموس زندگیش ربوده است .

این نامه آخرین نامه یک فاحشه است

کاش نامه رسان هرگز این نامه را به مادر این زن تیره بخت نمی رساند....

مادر جان ! این آخرین نامه ایست که از یکوجبی گور زندگی واژگون بخت خود  برای تو می نویسم ..

فاصله من –فاصله پیکر درهم شکسته من – با گور بی نام و نشانی که در انتظار من است یکوجب بیش نیست ..

این نامه ، هذیان سرسام آور رویای وحشتناکی است که در قاموس خانواده های بدبخت نام مستعارش زندگیست ..

مادر جان ! شاید آخرین کلمه ی این نامه ، به منزله نقطه ی سیاهی باشد بر آخرین جمله داستان غم انگیز زندگی از یاد رفته دخترت.......

خدا میداند که در واپسین لحظات عمرچقدر دلم می خواست پیش تو باشم...و پس از سه سال جان کندنتدریجی ، هم آغوش با سوداگران ور شکست شهوت در بستر خون آلود هوسهای مست و تک نفسهای ننگ و بد نامی وفراموشی جام زهر آلودم را در آغوش پر محنت تو با دست تو به مرگ می سپردم ...

افسوس که تو اینجا نیستی ... نه تنها تو ، هیچ کس اینجا نیست... جز این پیکر در هم شکسته ام و پیر مردی رنجور ، که با در یافت بیست ریالی ( بیست ریالی که کار مزد آخرین هم آغوشی من است ) نامه ای را که اکنون میخوانی بجای من ، برای تو بنویسد ...

مادر جان می دانم که با خواندن این نامه ، بخاطر بخت سیاهی که دخترت داشت تا حد جنون خواهی گریست ...

گریه کن مادر ! ....بگذار اشکهای تو سیل بنیان کن بنای شرافت کاذبی باشد که در این دنیای دون ، منهای پول پشتوانه زندگی هیچ تیره بختی نیست ....

دختر تو مادر ، دارد همین حالا ، پای دیواری سینه شکسته در کمال ناکامی و بد نامی    می میرد .... ای کاش دختر در به در تو که من بدبخت باشم ، می توانست با مرگ خود انتقام شیر حلالت را از زندگی حرامی که داشت بگیرد ...

مادر جان ! خواهش میکنم اجازه بدهی قبل از مرگ هر چه درد بیدرمان در پهنه این دل ماتمزده ام دارم ، به صورت قطره های سرگردان مشتی سرشک دیده گم کرده ، به دامان محبت بار تو بسپارم ....

میدانم هرگز باور نمی کردی اینچنین نامه ای به دست تو برسد ؛ تو بر حسب نامه های گذشته من  ، دخترت را زنی نجیب می دانستی که شرافتمندانه ، دور از خانه و کاشانه ، نان مادر ستمدیده و خواهر یتیمش را به دست می آورد ... چگونه بگویم مادر ؟!.... که ازبخت من بدخت ، در عصری به دنیا آمده ام که " شرافت " به طوررقت انگیزی بازارش کساد است

می دانی یعنی چه ؟ مادر همه هر چه تا کنون بتو نوشته ام دروغ محض بوده است .... دروغ محض .... اما اجتناب ناپذیر

خدا می داند که هیچ دلم نمی خواست دل شکسته ات را ،  بار دیگر بشکنم ... همه ی آن نامه را ده روز دیگر که مصادف با بیست و چهارمین سال تولد من  که در حقیقت بیست و چهارمین سال تولد یک بد بختی بیزوال است ، بسوزان .... و خاکستر سردشان را لابلای بستر پاره پاره من که مات و دست نخورده و بی صاحب در کنج کلبه ی فقیرمان افتاده است ، دفن کن ... بگذار خاکستر آن نامه ها لاشه افتخار من باشد .... افتخار اینکه حد اقل آنقدر تو را عزیز می داشتم که تا وا پسین لحظات مرگ نگذاشتم حتی در تصویر بیچارگی من ، شریک باشی ....

مادر جان ! در تمام این مدت سه سالی که مرا با این قبرستان بی سرپوش آرزوها و آمال انسانی ، این آخرین ایستگاه امید بیکاران خانه به دوش شهرستانی ، این تهران خراب شده ، روانه کردی ، بر حسب راه نکبت باری که این اجتماع هرزه پیش پای زندگی غریب من گذاشت من یکی از بی پناه ترین و بیگناه ترین گناهکاران روزگار بوده ام

افسوس !... هزار افسوس که ضربان نامرتب فرصت نمی دهد ، تا آنجا که می خواستم جزئیات گذشته و اندوهبارم را برایت شرح دهم ...

همانقدر باید بگویم که زندگی بسرنوشتی اینقدر دردناک ، دچارم کرد ، سه سال تمام ، شب و روز کار من پاسخ دادن به تمنای هرزه مشتی نامرد بود که در ازای پولی ناچیز ، همه مستی ها ، پستی ها ، و رذالتهای خود را وحشیانه در لذت زاییده از پیکر خسته و تب آلود من ، خلا صه کردند

آه ، خداوندا ! چه سرنوشت وحشتناکی !

در عرض این سه سال ، سر تا سر آرزوهای من ، اشکها و اشکهای پنهانی من ، بازیچه ی خنده ها ، محبتها و پایکوبی های ساختگی بود ....

در عرض این مدت هرگز فرصت اینکه چند دقیقه از ته دل به خاطرسیه روزی خودم اشک بریزم نداشتم ....

تنها یکبار ، تقریبا شش ماه پیش بود که در کشمکش یک درد جانکاه صمیمانه  خندیدم ... اما  ، بخدا ، مادر ، اگر بدانی این خنده تصادفی را چقدر وحشیانه در لرزش لبانم شکستند ... آخ اگر بدانی ....

آری ، مادر جان شش ماه پیش در همان خانه ای که آشیانه حراج تدریجی ناموس محتاج من بود ، صاحب فرزندی شدم ...

از چه پدری ؟ از چند پدر؟ اینها را هیچ نمی دانم ... اما آنچه مسلم بود ، خدا برای نخستین بار بزرگترین نعمتها را – نعمت مادر بودن را به من ارزانی کرد ...

شبی که دخترم به دنیا آمد تا صبح از خوشحالی خوابم نبرد .... برای چند ساعت همه دردها ، در به دریها ، گرفتاریها را فراموش کرده بودم ....

احساس می کردم زنی نجیبم و در خانه ای محقر و آبرومند برای شوهر مهربانم طفلی زیبا به دنیا آورده ام ... وفردا صبح پدرش از دیدن او ....

آخ مادر چه می گویم ؟! چه می خواهم بگویم ؟!

آه ، ای آرزوهای خام ... ای آرزوهای ناکام !

مادر جان اگر بدانی فردای آنشب چه بر سرم آوردند ؟!

رییس آن خانه نفرین شده بچه ام را از دستم گرفت ... به زور گرفت....قدرت اینکه از جا تکان بخورم نداشتم .... هر چه فریاد کردم  ماما ! ماما ! فریادم در دل سنگش موثر واقع نشد

آخ مادر ...ببین سرنوشت کار انسان را به کجا میکشاند ... که در خانه ای چنین رسوا ، به زنی که رییس خانه است ، باید " ماما " گفت ... آخ بیچاره مادرم ....

 باری بچه ام را از آغوشم بیرون کشیدند... بردند ...هنگامی که برای آخرین بار نگاهم به قیافه معصوم طفل بیگناه افتاد ، مثل اینکه با یک نگاه سرگردان ازمن پرسید : چرا ؟؟؟

دختر م را بردن و بر حسب قوانین حاکم بر اینچنین خانه ها او را در خلوت محض به خاک سپردند .

چه می دانم شاید این حکمت خدا بود ... شاید خدا فکر کرده بود که مردنش بهتراز ماندنش است ، دنیایی که سرنوشت دختر زن نجییبی چون تو را به اینجا می کشاند چه سر نوشتی میتوانست نصیب دختر یک فا حشه بدبخت کند ؟!

پس از دخترم مرا هم از خانه بیرون کردند ... از کارافتاه بودم ؛ درد فقدان بچه کمر هستی مرا شکسته بود .

مادر جان ... تصادفی نیست که شش ماه است نزد تو خجلم و نتوانسته ام مقرری  ماهانه برایت بفرستم .

به خدا مادر ، در عرض این شش ماه در آمدم حتی آنقدر نبوده که یک شب با شکم سیر بخواب روم ....

چه خواب ؟ چه شکم ؟ چه بد بختی؟ شش ماه تمام است که در کوچه و پس کوچه ها ویلانم ...در عرض این شش ماه به صد جور مرض استخوانسوز گفتار شدم ...

دیگر نمی توانم حرف بزنم ، بغض دارد خفه ام میکند ، بغض نیست ، مرگ است ! مرگ در کار تحویل گرفتن پس مانده ی جان من است !

خدا حافظ مادر

شیرت را حلال کن ، به خواهر کوچکم هرگز نگو که خواهر نگون بختش چطور زندگی کرد  ، و چه طور مرد ؛ نه - مادر جان نگو .

 

تولد:

تولد!! روزی که هیچگاه نفهمیدم برای چی باید خوشحال باشم!!!

پدر آن شب اگر خوش خلوتیپیدا نمی کردی
تو ای مادر اگر شوخ چشمی ها نمی کردی
تو هم ای آتش شهوت شرربر پا نمی کردی
کنون من هم به دنیا بی نشان بودم

پدر آن شب جنایت کردهای شاید نمی دانی
به دنیایم هدایت کرده ای شاید نمی دانی
از این بایت خیانتکرده ای شاید نمی دانی 

 من زاده ي شهوت شبي چركينم
در مذهب عشق ، كافري بي دينم
آثار شب زفاف كامي است پليد
خوني كه فسرده در دل خونينم
من اشك سكوت مرده در فريادم
داد ي سر و پاشكسته ، در بي دادم
اينها همه هيچ ... اي خداي شب عشق
نام شب عشق را كه برد از يادم ؟

 دعاي باران

 خشكسالي امان مردم را بريده بود، چنانكه ديگر هيچ كاري را نمي توانستند انجام دهند.

بزرگان شهر در جمعي كه داشتند به اين نتيجه رسيدند كه مردم شهر را جمع كنند و همگي دعاي باران بخوانند، واز خدا بخواهند كه با بارش باران آنها را از خشكسالي نجات دهد.

همه مردم در ميدان شهر جمع شدند و منتظر روحاني شهر بودند تا بيايد و دعاي باران را شروع كنند، بالاخره روحاني آمد و رو به مردم كرد و گفت : تا به امروز نمي دانستم چرا ما از گرفتاري و خشكسالي نجات نمي يابيم ولي امروز با ديدن شما متوجه شدم ، چرا كه همه ما اينجا جمع شده ايم تا از كائنات بخواهيم بر ما باران نازل كند، ولي در جمع شما فقط همين دختر بچه اي كه اين جلو نشسته با چتر آمده واين يعني فقط يكي از ما به دعايي كه مي كنيم ايمان داريم .

پس بيايد به هر آنچه كه مي خواهيم و انجام مي دهيم ايمان داشته باشید.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم فروردین 1390ساعت 18:42  توسط هانا  | 

نمایی از اثار تاریخی ایران..............

باز هم سلام.......

به خاطر تعصب اول از امل شروع می کنم.......

میر حیدر املی:

 

میدان ساعت ساری:

و ادامه.......

عالی قاپو اصفهان:

تخت فولاد :اصفهان:

پل خواجو :اصفهان::

 

منار جنبان:

ارمگاه حافظ:

ابیانه کاشان:

روستای کزج کاشان:

حمام علی اقا اصفهان:

بن افلاک خرم اباد:

برج مهمان دوست:

ارگ بم:

 

پ.ن ۱:ببخشاید کیفیت عکس را...............................

پ.ن ۲:تو عید حتما سر بزنید به یکی از این مکان ها.......................

دوستون دارم......امیدوارم سال خوبی داشته باشین

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اسفند 1389ساعت 20:11  توسط هانا  | 

گنجعلی خان..............

سلام دوستان عزیزم.........خوبین؟

دمه عیده...همه سرتون شلوغه دیگه......امیدوارم سال خوبی داشته باشین.......

اینم حمام گنجعلی خان کرمان......واس عید اگه دوس دارین برین اینجا...

 

•مردم ایران چه قبل از اسلام چه بعداز اسلام به پاکیزگی اهمیت زیادی می دادند . واژه گرمابه از دو کلمه گرم وآبه است در اینجا آبه به معنای آب نیست  بلکه به محل ساختمان  گفته میشد مثل سردابه ( ساختمان سرد )درگذشته های دور شستشوی معمولی به صورت حاضر نبود گرمابه ساختمانی گرم با ظرفی بزرگ بنام آبزن بوده است . از آن جهت که آب را مقدس می شمردند و نمی خواستند آن را آلوده کنند.

گنجعلی خان که بود:

گنجعلي خان از سرداران سلحشور دربار صفويه بود كه به سال 1005 قمري به فرمان شاه عباس صفوي حاكم كرمان شد. او مردي لايق و حاكمي دلير و مدير بود. دوران حكومت وي در كرمان از روشن ترين دوران تاريخي اين ديار است. اقدامات عمراني چشمگيري در دوران حكومت وي (1005 الی 1034 قمري) صورت گرفت و او سعي داشت شهر ضعفا را لااقل به دهكده اغنيا تبديل نمايد. از جمله بناهاي عام المنفعه كه به دستور اين حاكم در شهر كرمان ساخته شد، مجموعه گنجعلي خان است كه در دوران حكومت او احداث و امروزه از جاذبه هاي تاريخي و ديدني شهر كرمان محسوب مي شوند.

 مجموعه گنجعلی خان:

مجموعه گنجعلي خان است كه در دوران حكومت او احداث و امروزه از جاذبه هاي تاريخي و ديدني شهر كرمان محسوب مي شوند. مجموعه گنجعلي خان از جاذبه هاي مهم گردشگري شهر كرمان است و شامل ميدان، مسجد، حمام، بازار، سرا و ساير ابنيه ديگري است. اين مجموعه كه در مركز شهر كرمان و در حاشيه بازار واقع شده، در ساخت، شكل گيري و تكامل بازار كرمان تأثير گذار بوده است. مساحت مجموعه قريب به 11000 متر مربع است كه داراي يك ميدان مي باشد و ساير آثار و ابنيه در محورهاي شرقي – غربي و شمالي – جنوبي آن شكل گرفته اند. به منظور تكامل مجموعه و با توجه به كاربري هاي متفاوت, بازارها و مساجد كوچكي در چهار جناح ميدان بنا كرده اند و يك مسجد اختصاصي در ضلع شرقي ميدان وجود دارد كه با توجه به تزيينات منحصر به فرد، مي توان آن را موزه اي از هنرهاي بديع معماري برشمرد.

 طول میدان 100 متر و عرض آن 50 متر است. در شمال میدان، ضرابخانه و بخشی از بازار مسگران واقع است. در جنوب آن بازار و حمام گنجعلی خان قرار دارد و مسجد و سرای گنجعلی خان در شرق میدان واقع شده اند. در قسمت غربی میدان نیز آب انبار گنجعلی خان و بخشی از بازار مسگرها واقع شده است.

 

•اين حمام 26 متر طول 30 متر عرض و حدود 1300 متر مربع زيربنا دارد، كه شامل سردر، دالان ورودي، رختكن، هشتي حدفاصل گرمخانه، خزينه، چال حوض، بخش خصوصي و تون مي باشد .
 
 
درب ورودي حمام از طريق يک راهروي خميده به يک هشتي کوچک و سپس به سربينه اي وسيع با غرفه هاي بزرگ و کوچک متصل مي شود. سقف گنبد سربينه داراي کاربنديهاي بسيار زيبا و ازاره کاشيکاري است.

 

•سردر حمام، که بخشی از نقاشیهای عهد صفوی آن به تازگی مرمت شده، کتیبه شعری به خط نستعلیق بر سنگ مرمر حک شده که مصرع آخر آن، سال اتمام بنا را با تبدیل به حروف ابجد نشان می‌دهد: «کسی نداده نشان در جهان چنین حمام

 نمای دیگری از رختکن با شش غرفه:

 

گرمخانه:

 

•خزینه محل گرم شدن آب حمام بوده ودر کف خزینه دو دیگ مسی قرار داشته که به وسیله تون یا گلخن گرم می شد.

•سنگ مرمر به قطر 10 سانتی متر ، معروف به سنگ زمان که در قسمت شرق و غرب گرمخانه قرار گرفته این سنگ به گونه ای شفاف بوده که نور را به داخل حمام منتقل می کرده بطوری که افراد داخل حمام می توانستند موقعیت زمانی را از داخل حمام تشخیص دهند.
 
 
 
 
 امیدوارم سال خوبی داشته باشین....
 
 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اسفند 1389ساعت 15:14  توسط هانا  | 

مطالب قدیمی‌تر